27 تیر 1398 اخبار روز اجتماعی - اخبار روز ،

ماجرای صف‌کشیدن مشتریان آرایشگاه زنانه برای ارتباط با اجنه!

پرونده ای که می‌خوانید، از غیب‌گویی تا ارتباط با اجنه به روشهای سرکیسه کردن مردم توسط افراد سودجو پرداخته است. ماجرای صف‌کشیدن مشتریان آرایشگاه زنانه برای ارتباط با اجنه!

به گزارش پایگاه  عدالت خواهان ایران" «کارش ردخور نداره. بچه‎دار نمی‌شی؟ ماشینت رو دزد برده؟ با شوهرت مشکل داری؟ بدخواه و حسود داری؟ یه سر برو سراغش، دست خالی برنمی‎گردی»؛ هرکس در زندگی‎اش دست‎کم یک‎بار یکی از این توصیه‎ها را شنیده‎است. زمان پدرومادرهای‎مان، معرفی کردن و رجوع به رمال، دعانویس و آینه‎بین عیب‎وعاری مخفی کردنی نبود. بعد‌ها تا دور به ما برسد، وضع روزگار عوض شد. تعداد درس‎خوانده‎ها زیاد، دسترسی به متخصصان حوزه‎های مختلف و کمک گرفتن ازشان، راحت و اتفاقات و دلیل رخ‎دادن یا ندادن‎شان فهمیدنی‎تر شد. پس حالا طبیعتا برای هر گره و مشکلی، باید سراغ اهلش یعنی مثلا پزشک، روان‎شناس و پلیس را بگیریم، اما همه این کار را نمی‎کنند.

گواهش بی‎شمار کانال و صفحه طالع‎بینی و دعانویسی در فضای مجازی با کلی عضو و طرفدار و فراوان طالع‎بین و دعانویس در کوچه‎پس‌‎کوچه‎ها و خانه‎های قدیمی و آرایشگاه‎ها با کلی مراجعه‎کننده معتقد به آن هاست.  برای سر درآوردن از کار غیب‎گو‌ها یا درست‎ترش مدعیان غیب‎گویی، رفتیم پیش یکی از کارکشته‎های‎شان. خانم دعانویس میان‎سال توی سالن آرایشگاهش، نسخه مشکلات‎مان را پیچید که گزارش مفصل‎اش را در ادامه می‎خوانید.

همچنین با یک کارشناس دینی گفتگو کردیم تا بفهمیم مدعیان عوالم نهانی، اعتبارشان را از کجا به‎دست می‎آورند و منشأ اعتقاد مردم به آن‎ها چیست؟ بدیهی است در این پرونده منظور از دعانویسی و غیب‌گویی و ارتباط با اجنه و... اشاره به افرادی دارد که درصدد سودجویی از مشکلات مردم هستند و بدون علم کافی درباره منابع دعا و... با استفاده از حقه‌ها و ترفند‌هایی قصد سرکیسه کردن مردم را دارند.

دعانویسی در آ رایشگاه زنانه
به دوستان، آشنایان و همکارهایم سپرده ‎بودم برایم یک دعانویس خبره پیدا کنند. کلی اسم و نشانی به دستم می‎رسد که یکی‎شان توجهم را بیشتر از همه جلب می‎کند؛ خانمی در سالن آرایشگاهش در یکی از مناطق‎ نسبتا خوب شهر، برای مشتری‎های آشنا و قابل اعتماد دعا می‎نویسد. یک روز بعد از پایان کار می‎روم تا ته‎وتوی ماجرا را دربیاورم. آن‎چه می‎خوانید تجربه یک ساعت حضور من در محضر دعانویسی است که خیلی‎ها معتقدند از او جواب گرفته‎اند.

تسخیر سرنوشت با وِرد و فوت!
ساعت از ۷ بعدازظهر گذشته به آرایشگاه مرموز می‎رسم. از مشتری خبری نیست و خوشحالم که می‎توانم بدون مزاحم کارم را انجام بدهم. با احتیاط به خانم میان‎سالی که پشت میز نشسته ‎‎است، می‎گویم «من مشکلی دارم که گفتن شما می‎تونین حلش کنین»، جواب می‎دهد: «فال قهوه؟» نامطمئن می‌گویم؛ بدجوری به مشکل خورده‎ام و دوستم او را به من معرفی کرده و گفته دعاهایش خیلی عالی است.

اصرارم را که می‎‏بیند با چند سوال مطمئن می‏شود از اتحادیه آرایشگری نیامده‎ام و بالاخره قبول می‎کند. می‎گوید: «خب! خودت میگی مشکلت چیه یا من بگم؟». هیجان‎زده می‎گویم: «شما بگین»، انگار توقع چنین چیزی را نداشته است، جواب می‎دهد: «نه، خیلی بهم فشار میاد»، اصرارم بی‎فایده است. شروع می‎کنم به تعریف یک قصه غیرواقعی سوزناک. بعد از چند دقیقه باور می‎کند، دختر بیچاره‎ای هستم که همیشه کارهایش گره می‎خورد، در مصاحبه حضوری یک شغل خوب رد شده و حالا با آرزوی بازگشت معشوق خیالی‎اش به او امید بسته ‎است. دلش برایم می‎سوزد، تأکید می‎کند: «تو آرایشگاه از این کارا نمی‎کنم. می‎دونی اگه اتحادیه بفهمه، چی می‌شه؟ ولی، چون دختر صاف و ساده‎ای هستی بشین و روتو برگردون!».

آهسته حرف زدن با موجودی که نیست!
صندلی‎ام را برمی‌گردانم و از گوشه آینه روی دیوار چهره‎اش را می‏بینم. یک سررسید و دفترچه روی میز است، چیز‌هایی توی دفترچه می‌نویسد. بعد به یک نقطه خیره می‎شود و می‌پرسد: «کجا می‎خواستی کار کنی؟»، «اونی که دوسش داری رو کیا می‎شناسن؟» «چند وقته با همین؟» و کلی سوال دیگر. جواب‎های پرتی می‎‏دهم، ولی حواسم را جمع می‎کنم که حرف‎هایم یادم نرود، چون بعضی از سوال‎هایش را در فواصل مختلف چندبار تکرار می‎کند تا مطمئن شود دروغ نمی‎بافم. بعد شروع می‏ کند به زمزمه کردن و آهسته حرف زدن با موجودی که من نمی‏بینم، بهش می‌گوید: «خیلی خب، باشه بهش می‌گم»! بعد از چند دقیقه گپ و مشورت با کسی که وجود ندارد، می‎خواهد رویم را برگردانم. در همین لحظه پرده‏ جلوی در ورودی، کنار می‎رود و خانم جوانی با ظاهری مرتب و مستأصل وارد می‌شود. می‎گوید: «کارم خیلی گیره، فال قهوه فوری می‌خوام».

خانم آرایشگر که نگران است من سوتی بدهم و لو برود، مشتری را فوری دست به‎سر می‎کند: «فالگیرمون الان نیست، شماره‎شو یادداشت کن و از خودش وقت بگیر». بعد از رفتن او و رفع شدن خطر، با منت بهم یادآوری می‎کند: «خیلی شانس آوردی امروز سرم خلوته. من برای هرکسی این کارو نمی‎کنم، تو جای دخترمی و می‎خوام مشکلت حل بشه». دوباره در قالبش فرو می‎رود و بعد از کمی تمرکز می‎گوید: «اینا دارن می‎گن مادر پسره زیرپاش نشسته که نیاد تو رو بگیره! می‌گن فکرش رو از سرت بیرون کن، چون رفته سراغ یکی دیگه». خنده و تعجبم را کنترل می‎کنم. کمی هم عصبی‎ام که چرا دارم این همه مهمل را درباره ماجرایی الکی و عاشق بی‎وفایی که اصلا وجود ندارد، تحمل می‎کنم.

با لحنی دلسوزانه ادامه می‌دهد: «تعجب نکن، مرد‌ها همین‎اند. امروز عاشق و فردا فارغ» به او می‎گویم: «ما خیلی تو چشم بودیم. نمی‎شه فهمید طلسمی، دعایی چیزی برامون گرفتن یا نه؟» می‎‏گوید: «نه دخترجان. حتی اگه جادوتون هم کرده‎باشن کل‎اش ۴۰ روز دوام داره. اول و آخرش مادرشه که دشمن‎تونه و نمی‎ذاره به هم برسین. قیدشو بزن یکی بهتر میاد سراغت». به آن‎هایی فکر می‎کنم که برای گره‎های مهم زندگی‎شان به کسی اعتماد می‎کنند که به‎راحتی با خالی‎بندی گول می‎خورند.

با ناراحتی می‌پرسم: «یعنی راهی نیست؟ می‌گن قبلا کار خیلی ‏ها رو راه انداختین». خوشحال می‎شود و یکی از تجربه‎های موفقیت‎آمیزش را برایم تعریف می‎کند: «یه خانومی بود که حامله نمی‎شد. دعا بهش دادم، اومد بهم گفت بعد ۱۳ سال باردار شده. الان که دارم می‌گم مو‌های تنم سیخ شده». هاج‎وواج نگاهش می‎کنم. فکر می‎کند مسحورِ توانایی‎اش شده‎ام، ولی درواقع ماتِ این همه دروغ و توهم‎ام.

رفع طلسم با ۵ تا تخم مرغ!
دوباره شروع می‎کند به حرف زدن با موجودی که وجود ندارد و بهش جواب می‎دهد: «خیلی خب! بهش می‌گم». وارد فاز روان‎کاوانه‎ می‎شود:
«ببین، تو یه ترس تو وجودته که باعث می‌شه همیشه ته صف باشی و هیچی نشی؛ ترس از این‎که با طرفت ازدواج نکنی، ترس از این‎که استخدامت نکنن. همین ترس‎هاست که نمی‎ذاره موفق بشی. حالا که این پسره رفته پی یه دختر دیگه تو هم مهرشو از دلت بکن، اما اگه اصرار داری برگرده یه دعای محبت شدید برات می‎نویسم. تا یه هفته بخونش. هر روز برای خودت اسپند با نمک و فلفل دود کن. این وِردی هم که نوشتم به تعداد کلمات ابجدِ اسمت بخون و رو به طرف فوت کن! البته صبر کن، اینا دارن می‏گن هنوز با کسی وارد رابطه عمیق نشده و کار کارِ مادره‎است!» می‎خواهم بدانم دیگر چه ترفندی بلد است که رو نکرده، بهش اصرار می‎کنم هرکار دیگری از دستش برمی‎آید انجام بدهد.

 «برو پنج تا تخم مرغ بخر. زود برگرد تا برات رفع طلسم و جادو کنم. ولی دخترم تو این دوره زمونه که دخترا صد مدل آرایش می‎کنن و به خودشون می‏رسن تو زیادی ساده‏ای. بیا پیش خودم پوستت رو پاک سازی کنم». از پیشنهاد صمیمانه و درواقع بازارگرمی‎اش تشکر می‎کنم. می‎روم و با کیسه تخم‌‎مرغ برمی‌گردم. یکی‌یکی تخم‎مرغ‎ها را برمی‏دارد و به پیشانی، کف دست‎ها و پاهایم می‏کشد. ازم می‎خواهد اسم دوست‎ها و فامیل‎هایم را بگویم. با هر اسم، خطی روی تخم‎مرغ می‎کشد. بعد سکه‎ای روی رأس تخم‎مرغ می‎گذارد، بهم می‎گوید اسم‎هایی را که یک‎بار گفته‎ام تکرار کنم. روی یکی از اسم‎هایی که در دنیای واقعی وجود ندارد، تخم‎مرغ می‎شکند.

هربار این اتفاق تکرار می‎شود. فکر کنم حیرتم را از توی چشم‎هایم می‎خواند که می‎گوید: «الکی که نیست. اگه تونستی تخم‎مرغ رو این‎طوری بشکنی جایزه داری». به‎دلیل اسراف تخم‎مرغ‎ها حرص می‎خورم و با سر حرفش را تأیید می‎کنم. حوصله‎ام سر رفته است و دیگر اسمی به ذهنم نمی‎رسد. شروع می‎کند به پچ‎پچ کردن. با شکستن دو تخم‎مرغ باقی‎مانده، همسایه سمت چپی و کسی که چهارشنبه من را دیده ‎است به چشم زدن و نظر بد داشتن، متهم می‎کند و سر و ته قضیه را هم می‎آورد. مبلغ حق دعا را می‎گیرد، به‎طور تهدیدآمیزی می‎گوید «شماره‎مو داری، ولی اگه جواب نگرفتی، هی زنگ نزنی بگی چرا و چی شد. من دیگه کارمو کردم».

منبع:خراسان

 

 

برچسب ها: ماجرای صف‌کشیدن مشتریان آرایشگاه زنانه برای ارتباط با اجنه!

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه
دیدگاه شما :
شمخانی یک شبِ مسئله دار شد؟!+عکس دشمن هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، ۴۰سال دوم قطعاً بهتر خواهد بود/ تولیدکنندگان رزمندگان جنگ اقتصادی‌اند/ با ولنگاری فرهنگی مخالفیم رنج‌های یک مدیر از زندگی فرزندانش در خارج از کشور/ مدیران کشور باید از اشرافیت‌زدگی و آقازاده‌پروری و رفتارهای اینچنینی به دور باشند لیلی رشیدی توبیخ نشد/ جایزه هم گرفت! +جزئیات چه کسانی در حمایت از یک متهم امنیتی هنرمندان را فریب دادند؟ خبر فوری/ نامه بسیارمهم و صریح دکتر زاکانی به وزیر اطلاعات / اگر وزارت اطلاعات و سایرین به وظیفه‌شان عمل می‌کردند وضع فساد اینگونه نبود/ عیوب این وزراتخانه حیاتی را در دادگاه به تفصیل خواهم گفت/ منتظرم در دادگاه روابط ناسالم و حقوق ضایع شده مردم را بیان کنم گزارش تصویری / دیدارهای مردمی با سادات شهر گرگان شمخانی در مصاحبه با «ان‌بی‌سی نیوز» : نباید برجام را امضاء می‌کردیم / اگر جنگ شود آمریکا و متحدان منطقه‌ای‎اش در وضعیت وحشتناکی قرار خواهند گرفت گزارش تصویری از بازسازی واقعه غدیر در 8 شهر گلستان همزمان با دهه ولایت و امامت به همت سپاه نینوا گلستان بمب های خبری صوتی و دودزا اخیر برای استتار چیست ؟ / انحراف افکار عمومی از بزرگترین_پرونده_امنیتی یک دهه اخیر❗️ گزارش تصویری/ اولین جشن بزرگ آزادگان در گرگان به همت بنیاد شهید و امور ایثار گران استان گلستان نه استاندار گلستان به روش استقرار غیر دموکراتیک محمد حسین علی اصغری و نه عملی به دعوت حامی سران خائن فتنه جوان مینابی آمدنیوز را از دسترس خارج کرد ماجرای قاب عکس سرلشکر سلیمانی در اتاق وزیر جنگ آمریکا "ناو ساموئل رابرتز" را غرق کردیم و "کشتی بریشتون" را مورد اصابت قرار دادیم/ تاکنون سه فروند کشتی انگلیسی با احتساب نفتکش آخر و دو کشتی امریکایی را در دریا به زانو درآورده‌ایم افشای نام جلیل سبحانی، شریفی نیک نفس، عباس صمیمی، علی نقی خاموشی و علیرضا اعلایی رحمانی در پرونده های فساد هنوز با احداث تله کابین در جنگل های ناهارخوران و کبودوال گلستان موافقتی صورت نگرفته است/ با تغییر کاربری مراتع، مخالفیم! بازداشت علی فرجی، مدیرعامل سازمان تدارکات پزشکی جمعیت هلال احمر بازی سیاست و سودای قدرت !/ آیا جرجانی به جریان فتنه خواهد پیوست ؟ کودتای نرم کارگزاران و اصلاح‌طلبان علیه محمد رضا عارف اقدام عجیب و قابل تأمل بنیاد شهید / تقدیر از ظریف در سالروز بزرگداشت آزادگان! + عکس بازخوانی فرمان مهم رهبر انقلاب درباره مبارزه با مفاسد اقتصادی/ آیا تنها متولی برخورد با مفاسد اقتصادی قوه قضائیه است؟ نامه بسیار مهم زاکانی خطاب به آیت‌الله رئیسی درباره مفاسد شرکت بازرگانی پتروشیمی/ جزئیات تبانی طبری و برخی چهره‌های امنیتی‌/ بهره برداری سید حسن میرکاظمی از تسهیلات بانک صادرات استان گلستان با ارایه اسناد جعلی با حیثیت وزارت اطلاعات بیش از این بازی نکنید ! برخورد حذفی مدیرکل شیلات گلستان با نیروهای انقلابی!؟ / علت ترس و وحشت مدیرکل از کامپیوتر یک نیروی انقلابی چیست!؟ واکنش رهبرانقلاب به اسقاط پهپاد آمریکایی و توقیف نفت‌کش انگلیسی در منطقه خلیج‌فارس توسط سپاه پاسداران از زبان حاجی‌صادقی، نماینده ولی‌فقیه در سپاه عدالت خواه گلستانی : اینجانب شخصا با مراجعه به بیت امام جمعه ی گرگان سوالات مطروحه و انتقادات صورت گرفته را کتبا در اختیار آقا سیدمجتبی قرار دادبودم گرانی و فساد در گرگان/ مبارزه با این معضلات نیازمند حرکت جهادی نهادهای مسئول است در اردوی دانشگاه شریف چه گذشت؟ / کوهنوردی مختلط با نام اردوی فرهنگی! / فعالیت خارج از عرف با هماهنگی معاونت فرهنگی مبارزه برای عدالت، دشوار ترین جنگ هاست/ محترم تر از اشخاص و شخصیت ها، حق و عدالت است پشت‌پرده برکناری رئیس صندوق بازنشستگی چه بود؟ فیلم/ افشای گوشه‌ای از فساد و زد و بند"اکبر طبری" کدام مسئولان برای نجات نجفی به خانه اولیای‌دم رفتند؟ حزب اصلاح‌طلبی که به کمپین «تحریم خاموش انتخابات» ملحق شد!/ اسفند داغ؛ برای فشار خیابانی به انتخابات 98 حزب اصلاح‌طلبی که به کمپین «تحریم خاموش انتخابات» ملحق شد!/ اسفند داغ؛ برای فشار خیابانی به انتخابات 98 دیدید وقتی خرشان از پل گذشت به شما می‌خندند؟! نمایندگی ولی فقیه تا زمانی اعتبار دارد که رهبر انقلاب قلبا راضی باشد/ از سن خودتان و از سن رهبری می گویید ؛ این بی شرمی است تلاش سازمان یافته ای از سوی برخی عناصر مرتبط با دفتر امام جمعه ی گرگان برعلیه محمدخادملو جانباز عدالت خواه گلستانی بازهم خسارتی دیگر به منابع شیلاتی گلستان تقدیر ویژه محمد خادملو جانباز عدالت‌خواه گلستانی از ریاست فرزانه ی دستگاه قضا پایان عمر مفسدان اقتصادی فرارسیده است/ استمرار در برخورد با فساد اعتراف حسن روحانی به شعاری بودن وعده های انتخاباتی!/ این 98، آن 98 که می خواستیم نیست آیا هدف استاندار گلستان مشروعیت بخشیدن به عملکرد دیکتاتورمآبانه دبیر خودخوانده و مادام العمر اتحادیه انجمنهای اسلامی و حامی سران خائن فتنه می باشد؟ چه کسانی با «چهار میلیارد ارز دولتی» در کانادا خانه خریده‌اند؟ از شمخانی و سالارخان تا مازیار ابراهیمی پوری حسینی پرونده سنگین ۱۰ جلدی دارد/سخنان جهانگیری، انسان‌ها را به خنده وادار می‌کند/ برداشت‌های غیرقانونی دولت از صندوق توسعه ملی همه چیز در مورد سالار آقاخان، متهم فراری در پرونده تخلفات ارزی همه چیز در مورد سالار آقاخان، متهم فراری در پرونده تخلفات ارزی کلاهبرداری ۲ میلیاردی در پوشش پیش فروش خودرو فیلم مصاحبه مدیرکل تلاشگر بنیاد گلستان به مناسبت سالروز ورود آزادگان سرافراز
خبر فوری/ نامه بسیارمهم و صریح دکتر زاکانی به وزیر اطلاعات / اگر وزارت اطلاعات و سایرین به وظیفه‌شان عمل می‌کردند وضع فساد اینگونه نبود/ عیوب این وزراتخانه حیاتی را در دادگاه به تفصیل خواهم گفت/ منتظرم در دادگاه روابط ناسالم و حقوق ضایع شده مردم را بیان کنم رنج‌های یک مدیر از زندگی فرزندانش در خارج از کشور/ مدیران کشور باید از اشرافیت‌زدگی و آقازاده‌پروری و رفتارهای اینچنینی به دور باشند گزارش تصویری از بازسازی واقعه غدیر در 8 شهر گلستان همزمان با دهه ولایت و امامت به همت سپاه نینوا گلستان شمخانی یک شبِ مسئله دار شد؟!+عکس شمخانی در مصاحبه با «ان‌بی‌سی نیوز» : نباید برجام را امضاء می‌کردیم / اگر جنگ شود آمریکا و متحدان منطقه‌ای‎اش در وضعیت وحشتناکی قرار خواهند گرفت گزارش تصویری / دیدارهای مردمی با سادات شهر گرگان چه کسانی در حمایت از یک متهم امنیتی هنرمندان را فریب دادند؟ لیلی رشیدی توبیخ نشد/ جایزه هم گرفت! +جزئیات دشمن هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، ۴۰سال دوم قطعاً بهتر خواهد بود/ تولیدکنندگان رزمندگان جنگ اقتصادی‌اند/ با ولنگاری فرهنگی مخالفیم