ما اصولا جامعه ای هستیم که از درک زبان دنیا عاجزیم. به جای این که عاشق چشم آبی و مور بور خارجی ها باشیم، همیشه توی خیابان ها می ریزیم و می گوئیم مرگ بر این و مرگ بر آن

به گزارش "پایگاه عدالت خواهان ایران" یکی دیگر از مشکلات اساسی ما، نداشتن ژن خوب است! ما فرزندان فرزندان همان پدرانیم که وقتی قومی خارجی از ما شراب و شاهد (بخوانید ناموس) طلب کردند، داد زدند سر به دار می دهیم و تن به ذلت نمی دهیم! اگر آن زمان پدرانمان زبان دیپلماسی را می دانستند، می فهمیدند که می شود به جای جنگ،  با قوم مغول مذاکره کرد.

 مشکل ما ندانستن زبان دنیا بود. اگر امیر کبیر زبان دنیا را بلد بود، به جای میرزا آقاخان نوری عزیز کرده انگلیس بود و هفت پشتش صدراعظم و صدراعظم زاده می ماندند، نه این که رگش را در فین کاشان...

 مشکل ما ندانشتن زبان دنیاست. برای همین است که وقتی آمریکا دلش نخواست مصدق روی کار باشد و انگلیس نخواست که نفت ملی باشد، دولت ارتشبد زاهدی روی کار آمد. مگر امروز نمی گویند مدیر از خارج بیاوریم؟ خب آن موقع هم خارجی ها به فکر ما بودند و نمی خواستند نفتمان ملی باشد. اصلا نفتمان ملی باشد که چه؟ نفت ملی می خواهیم چه کار؟ وقتی زبان دنیا را بلد نیستیم، چطوری می توانیم نفتمان را بفروشیم؟

 مشکل ما نداشتن ژن خوب است! مثلا همین خانم زاده یِ محترم خواهر مریِ سابق و خانم ابتکار فعلی که الان در آمریکا زندگی می کنند؛ یک نمونه از ژن های خوب هستند. ژن خوبی که زبان دنیا را بلد است، برای همین فهمیده شعار دادن الکی است و آمریکا هم وری وری گود. حالا مادرش 40 سال قبل یک کاری کرده، به او چه ربطی دارد؟ گیرم که مادر تو بود سخنگوی دانشجویان تسخیر کننده سفارت آمریکا، تو خودت بلند شو برو آمریکا!

 40 سال است علیه آمریکا و انگلیس شعار می دهیم، آن ها هم تحریممان می کنند! 40 سال است که بعضی ها شعار نمی دهند، باز هم تحریممان می کنند! مشکل کجاست؟ مشکل این است که زبان دنیا را بلد نیستیم. بلد نیستیم وقتی یک وزیر انگلیسی که سهل است، یک مو بور چشم آبی خارجی می بینیم ذوق کنیم! بلد نیستیم فدای جذابیت ذاتی خارجی ها شویم! فقط بلدیم از خباثت ذاتی آن ها بگویئم و ظلمی که به ملت کرده اند. خب ظلم کرده اند، که کرده اند! به ما چه؟

 بیائیم یک کم زبان دنیا را یاد بگیریم. یک خارجی دیدیم، قدرش را بدانیم. باید به خارجی ها به دیده فرصت نگاه کرد. اول یک کم شانه هایتان  را خم کنید. از چشم هایتان اشک شوق سرازیر کنید. کمر را شل کرده و تا جایی که می توانید خم شوید. بعد دوباره بلند شوید. عمل خم و راست شدن را چند مرتبه انجام دهید. بعد ببینید دوست خارجی تان که احتمالا مسئول بلندپایه یک کشور خارجی است، چه چیزی میل دارد؟ نفت؟ خون؟ شِل؟ استقلال؟ خاک؟ شاهد؟(در این جا باز هم ناموس). و بعد سری به نشانه تایید تکان دهید.  با این اعمال، نشان می دهید زبان دنیا را یاد گرفته اید. حالا با دوست خارجی تان دست بدهید تا عکاس ها، چند عکس به یادگار بگیرند.

همان طور که دیدید، مشکل ما ندانستن زبان دنیاست. پس بیائید به جای شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر انگلیس، شعار بدهیم درود بر آمریکا و درود بر انگلیس. اصلا چه کاری است؟ بیائید از امیرکبیر و رئیسعلی دلواری گرفته تا مصدق و...فحش بدهیم که ای فلان فلان شده ها چرا زبان تعامل با دنیا را بلد نبودید و باعث بدبختی ما شدید؟

 ای کاش همه ما مثل دیپلمات های عزیزمان زبان دنیا را بلد بودیم. ای کاش مثل دیپلمات های عزیزمان لبخند زدن، قدم زدن، ایستادن، زانو زدن، منتظر ماندن، دلشوره مهمان خارجی داشتن، استقبال کردن و معاهده امضا کردن را بلد بودیم...

 
 
منبع : حامیان ولایت
 
 
 
 
 


نوشتن دیدگاه