دهه شصت دهه خاصی برای جامعه ایرانی بوده وهست.دهه ای که نوعی از خودآگاهی تاریخی محقق شد وازغربزدگی فاصله گرفتیم و به ریشه هاتوجه کردیم.برای مامتولدین دهه 60 که دران برهه زمانی درتحریم به سرمیبردیم

به گزارش "پایگاه عدالت خواهان ایران" حسین پایین محلی فعال سیاسی و فرهنگی استان گلستان با ارسال مطالبی نوشت:

تقدیم به دکتر حسن مدرس زاده ،دکترعلی عرب مفرد واستاد حسن رحیم پور ازغدی

دهه شصت دهه خاصی برای جامعه ایرانی بوده وهست.دهه ای که نوعی از خودآگاهی تاریخی محقق شد وازغربزدگی فاصله گرفتیم و به ریشه هاتوجه کردیم.برای مامتولدین دهه 60 که دران برهه زمانی درتحریم به سرمیبردیم برنامه های کودک ژاپنی بسیار زیبابود.انیمیشنهایی چون فوتبالیستها،چوبین،پسرشجاع،دوقولوهای افسانه ای،افسانه سه برادر،توشیجان،ایکیوسان،سرندپیتی، ومیتی کومان....این برنامه های کودک نوعی نظم،همگرایی،عدالت خواهی،رفاقت،احترام به بزرگترها و...را رواج میدادند که هم فطری بود وهم متقارن باارزشهای تاریخی ما.دراین بین برنامه کودکهای دیگری هم بودند که اروپایی وحتی امریکایی بودند.کتاب داستانهایی که درحوزه کودک نوشته شده بودند وبااستقبال کودکان وحتی بزرگترها مواجه بودند.جوجه اردک زشت،دخترک کبریت فروش،ادم برفی،الیورتوییست،پینوکیو،....

خاله ریزه وقاشق سحرامیز،جیمبو، ملوان زبل،بامزی،یوگی ودوستان،جزیره گنج،گوریل انگوری،کلانتر،بنل،بچه های کوه الپ، زبل خان،تام وجری،حنادختری درمزرعه،بینوایان،گالیور،مارکوپولو،بابالنگ دراز،هاچ زنبورعسل،رامکال،جکی وجیل،واتوواتو،میگ میگ، پروفسوربالتازار،پت ومت،پلنگ صورتی،خانواده دکترارنست،دوردنیادر80 روز،ماجراهای جیل،انشرلی باموهای قرمز وده ها برنامه کودک دیگر که ازهرکدام خاطره داریم وبابرخی شخصیتهاهمذات پنداری کردیم.

درهمین دوران برنامه کودکهای ایرانی اعم از عروسکی وسینمایی وانیمیشنی حرکت خوبی روشروع کردند. که بیشتر مدیون خانم مرضیه برومند هستیم.الستون وولستون.خانه مادربزرگه.علی کوچیکه.کلاه قرمزی.سنجد.مدرسه موشها.زی زی گولو.چاق ولاغر تافیلمهای حسن وغول جنگل والو الو من جوجوام وشنگول ومنگول.

سینماوتلوزیون اگرچه دراوقات فراغت مورد توجه بود اما بن مایه های تمامی اینهااجتماعی بود.چه جلوگیری ازبروزاسیبهای اجتماعی وتقویت ارزشها چه نهادینه سازی برخی مفاهیم مثل نظم و...که اشاره شد.

زمان گذشت وبزرگتر شدیم وهنوز خاطرات همذات پنداری مابااین شخصیتهاوکارتونهادردرون ماهست.

بیش از دودهه ازدوران کودکی ماگذشته ولی وقتی به سراغ کتاب کودکان می رویم ویا درجامعه جهانی وحتی درجامعه خودمان  بامشکلات مواجه میشویم ودنبال این پاسخ هاهستیم که ایاادم بدها همه گیرمی افتند؟ایاادم خوبهاهمه جاهستند؟ایاتقابل بین قهرمانان وضد قهرمانان در بطن تاریخ رخ میدهد؟

ایازندگی اجتماعی هم درست مثل داستانها دارای شخصیتهاوکاراکترهای مختلف هست واگر پاسخ اری است ایاانها رلهای خودرا درست به جا می اورند؟

گویی یک ایراد اساسی به داستانهای کودک وبرنامه کودکهاوجود دارد وان این است که اکنون دیگر افراد قهرمان یاضد قهرمان نیستند بلکه ساختارهاجایگزین افرادشدند.اگردرفیلم لوک خوش شانس برادران دالتون بانکهاوقطارهارابه یغمامی بردند ولوک خوش شانس انهارا دستگیرمی کرد وبه دست قانون میسپرد،ایاامروز هم این چنین است؟دالتونهاکجاهستندوکی هستند وچراو چه میکنند؟وطبیعتا لوک خوش شانس.؟تافلر درکتاب جابه جایی قدرت ازشکل گیری دولتهای چند ملیتی کامل تراستهاوکارتل هاسخن به میان می اورد که دارای یک شبکه جهانی وچند ملیتی هستند.درست مثل مافیا.امروز عرصه جهانی ضدقهرمان اگرچه هستند اما زاییده ساختار جهانی سرمایه داری اند.حتی درسطح کشوری نیز ضدقهرمانها ودراصطلاح دالتونها درساختار اجتماعی وقومی واقتصادی اند اما لوک خوش شانس های ماکجایند وچه میکنند؟!حتی درلوک خوش شانس هم شاهدیم قهرمان تنهانیست وهمراهانی دارد(به عنوان مثال سگش بوشوک ویااسبش جالی)
بیشک دوباره دلمان برای انیمیشنهای لوک خوش شانس تنگ شده امااینبار نه درعالم کودکی وذهن بلکه در عینیت اجتماعی وبطن تاریخی وساحت واقعیت.درست مثل شیخ شعرمولاناکه درجستجوبود.

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او
آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن های هوی و نعره مستانم آرزوست

دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست

 

 

 



نوشتن دیدگاه