گاهي كليد واژه ها و عبارات بسيار كوچكي از ذهن و ضميرمان مي گذرد كه اگر دغدغه اي نسبت به آن نداشته باشيم قطعاً فاقد تاثيرگذاري خواهد بود. شكر خدا كه سايه رهبري بر بالاي سرمان است كه از تهديدات كوچك و بزرگ، بسادگي نمي گذرد چرا كه دغدغۀ يك ملتي را دارد و تشخيص مصلحت و راه صواب تصميم گيري ها براي كسب ثواب اخروي، نمي گذارد كه نسبت به تحولات و تهديداتي كه متوجه كشورمان است بي تفاوت باشد.

به گزارش "پایگاه عدالت خواهان ایران"به نقل از قابوس نامه، در چند دهۀ گذشته برخي خواص و بعضاً هم عوام، عادت كرده اند كه راه دولت با رهبر را هميشه جدا نشان دهند و همواره به وجود وجه تعارضي در بين اين دو، مشروعيت مي دهند.

در حالي كه ديدگاه رهبري، يك ديدگاه فراجناحي است. رهبرمعظم انقلاب در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان رهبري ـ در حاليكه همه، دولت را زير ضرب مشكلات كشور برده بودند ـ در مورد راه حل مشكلات كشور فرمودند:« راه حل مشکلات کشور خالی کردن پشت دولت و ابراز برائت از دستگاه های مسئول نیست».

از طرف ديگر مي بينم كه در برابر ديدگاه فراجناحي مقام معظم رهبري، برخي كمي بي انصافي مي كنند و چنين وانمود مي كنند كه ديدگاه ها و اهرم هاي اجرايي ولي فقيه، مانع عملكرد صحيح دولت شده است.

اين نوع فرافكني ها، صرفاً آدرس غلط دادن به دشمنان خارجي نظام و پياده نظام هاي داخلي است. كار به جايي مي رسد كه حتي كساني كه از همين سفره انقلاب به مقام و جايگاهي رسيده اند نيز، انگشت اتهام را بسوي رهبري نشانه مي روند!. اين جماعت، خواسته يا ناخواسته، راهنماي سمت چپ مي زنند ولي گردش به راست مي كنند.

دامنۀ القائات و تبليغات سوء در اين زمينه به حدي وسيع شده كه نزديكان رهبري از جمله آيت الله سيداحمد علم الهدي و آيت الله احمد جنتي رئيس مجلس خبرگان، به اين گونه توطئه ها كه از دسيسه هاي خارجي و منافقين است، هشدار دادند.

اخيراً يكي از آقایانی كه در دولت هاي اصلاحات سمت بالايي هم داشته طي مطلبي، براي اشتباهات مرتكب شده بعد از انقلاب، كنتور انداخته و 10 خطاي راهبردي! را برشمرده است. وجه غالب اظهارات ايشان القاء اين موضوع است كه «بزرگترین خطا و اولین خطای ما بعد از پیروزی انقلاب» گنجاندن نام ولي فقيه در قانون اساسي بوده است!

اين بي انصافي محض است كه به صراحت اذعان نكنيم كه در صورت نبودن ولي فقيه، انقلاب نه تنها به چهل سالگي اش نمي رسيد بلكه در همان دوران جنيني، بايد به سوگ آن مي نشستيم.

مقام فوق الذكر در سخنانش، آنجا كه سياهه خطاهاي بعد از انقلاب به رقم 9 مي رسد عنان از كف داده و براي منافقين اشك تمساح مي ريزد و مي گويد « اشتباه نهم ما، مسئله اعدامهای سال 67 است...کار خطایی بود که قابل دفاع نیست».

معلوم نيست كه اعدام منافقين كه جرم محرز آنها در محاكم شرع ثابت شده بود چه حس ترحمي را در اين مقام ارشد سابق دولتي برانگيخته است كه حتي زنده بودنش در اين ايام نيز مرهون همين قاطعيت هاي امام راحل بوده است.

خواندن مطلب اين مقام ارشد سابق، بي اختيار مرا بياد صحبت هاي نماينده مقام رهبري در فرماندهي حفاظت سپاه انداخت كه مدتي پيش فرصتي نصيب بنده شد تا در شيراز پاي سخنان ايشان باشم.

حجت الاسلام ابوالقاسم عليزاده مسئول محترم نمايندگي ولي فقيه در فرماندهي حفاظت سپاه كه مدتي پيش به شيراز سفر كرده بودند در جلسه اي تحت عنوان ”سومين نشست حقوق بشر امريكايي از منظر مقام معظم رهبري“ به نقصان هاي دهه چهارم انقلاب اشاره نمودند و گفتند: « در دهه چهارم انقلاب دچار غفلت شده‌ا‌یم، خواب به‌ ویژه خواص را فرا گرفته است...امروز مسجد که مهم‌ترین سنگر انقلاب است محلی از اعراب ندارد و خبری از حوزه‌های علمیه نیست... ».

حجت الاسلام ابوالقاسم عليزاده با گلايه از عناصر داخلي كه در شرايط بحراني و سختي ها فقط به دنبال جدا كردن مردم از نظام و رهبري بوده اند گفت: همين مسئولان، پاي سفره انقلاب به نان و نوا رسيدند اما الآن دارند سفره انقلاب را پاره مي كنند.

وي با اشاره به نقش منافقين در آشوب هاي اخير نیز گفتن:  بعد از ساليان، امروز شرايطي بوجود آمده كه «حتي منافقين نيز احيا شده اند و به صحنه آمده اند و نبض بسياري از ناآرامي هاي كشور در دست همين افراد است».
در همان ايام آغازين اغتشاشات دي ماه گذشته اين مقام معظم رهبري بودند كه دشمن اصلي را به مردم معرفي كردند. شرارت هاي فعلي و جنگ رواني كه امروزه عليه جمهوري اسلامي ايران براه افتاده، استمرار همان اغتشاشات دي ماه گذشته است.

بايد مواظب بود كه به هنگام شمارش خطاها!، خواب ما را در نربايد كه از دشمن اصلي غافل بمانيم؛ چرا كه دشمن از غفلت شما سوء استفاده كرده و به سازماندهي جوانان مي پردازد و بقول خودشان از آنان ”كانون شورشي“ درست مي كنند.

مریم رجوی در اغتشاشات دی ماه سال گذشته در برخی شهرهای کشور نیز، با انتشار یک پیام ویدئویی مدعی شد که «اکنون زمان گسترش و جهش کانون های شورشی است» و قصد داشت به گسترش آشوب ها دامن بزند. به گفته سران منافقين، اين كانون هاي شورشي در بوجود آوردن اغتشاشات و ناآرامي ها، هم نقش هدايت دارند و هم نقش سازماندهي، هم نقش جرقه را دارند و هم نقش موتور محرك. لذا اين شيوه شمارش كردن خطاها، نه تنها كمكي به حل بحران ها و معضلات داخلي جمهوري اسلامي ايران نخواهد كرد بلكه اين جوانان را ـ اگرچه در مقايسه عددي رقمي بشمار نمي آيند ـ با عنصري چون سازمان يافتگي و توان جايگزيني در صحنه، به گسترش اعتراضات مردم ترغيب مي كنند.

حال، چنانچه ايشان ـ منظور همان مقام ارشد دولتي دوران اصلاحات ـ كه هميشه ”دغدغه بقای ایران و سوريه اي نشدن اوضاع“ را داشته است، دل نگران خطاها مي باشد، بهتر است كه به شمارش بسنده نكند؛ مواظب باشند تا دشمنان برانداز نظام، سفره انقلاب را در مقابل چشمانتان پاره نكنند!

به قلم علی صفاری

انتهای پیام/

 

 

 

 



نوشتن دیدگاه