براساس الگوریتم های خاص یک هوش مصنوعی جهانی صورت می پذیرد و این مهندسی تا جایی پیش می رود که در بستر تنها یک پیام رسان موبایلی بیگانه «یک جامعه سیاسی مجازی ۴۵میلیونی»شکل می گیرد که همواره تحت تاثیر امواج حباب های اطلاعاتی خارجی در وضعیت آشفتگی اجتماعی بسر برده و خارج از اقتدار حاکمیت به حیات مجازی خود ادامه می دهند و همچنانکه اشاره نمودیم در بلند مدت منجر به پدیده « بی دولتی» می گردد تا جایی که دولت مرکزی حتی قادره به اداره امور شهر تهران نخواهد بود!

به گزارش "پایگاه عدالت خواهان ایران" حسن بیارجمندی فارغ التحصیل دانشگاه وزارت خارجه روسیه و تحلیلگر انقلاب های رنگی و کارشناس حوزه کودتا و براندازی در یادداشت جدید خود به بررسی ابعاد مهندسی اجتماعی براندازی نظام جمهوری اسلامی در موج سوم (۸۸-۹۸) و نقش شبکه های اجتماعی و پیام رسان های موبایلی بیگانه پرداخته است.

روزنامه اعتماد در مورخه ۱۶/۶/۹۶ شماره ۳۹۰۰ صفحه ۸ ، گفتگوی مکتوبی با شخصی به نام دکتر میثاق پارسا استاد جامعه شناسی سیاسی با تیتر «مذاكره» نرم ترين راه گذار به دموكراسي منتشر می کند که کلید بررسی و تحلیل پروژه اصلی موج سوم  ده ساله براندازی نظام جمهوری اسلامی است.

نگارنده در این ارتباط یادداشت های متعددی نوشته است که نیاز به بازتکرار ابعاد این پروژه و اضلاع خارجی و داخلی آن در این یادداشت جدید نیست. اما آنچه شالوده اصلی این پروژه را بعنوان زیرساخت اصلی براندازی نظام جمهوری اسلامی تشکیل می دهد در همین عبارت ميثاق پارسا در گفتگوی سفارشی یاد شده خلاصه می شود: « توسعه دموكراسي فقط با بسيج و اعتراض عمومي و با گسست ساختارهاي اجتماعي و اقتصادي برقرار مي شود.اينكه فرجام اين مسير موفقيت آميز است يا خير ، در گرو تضادها و بحران هاي اقتصادي ، سياسي و ايدئولوژيك است »

البته  پروژه زیر ساختی براندازی یعنی «گسست ساختارهاي اجتماعي و اقتصادي» تحت مفاهیم چون «فروپاشی یا آشفتگی اجتماعی در ایران» - که در سالهای اخیر بالاخص از سال ۱۳۹۶ به بعد در حال بازتولید و جریان سازی آن هستند -  در دوره موسوم به اصلاحات (۱۳۷۶-۱۳۸۴) مطرح بوده است و بعض لیدرهای آن نیز بدان اذعان دارند[۱] و تئوریسین های اصلاح طلب در همان مقاطع در «پروپاگاندای روزنامه های زنجیره ای» در ساخت و انگاره سازی آن در جامعه سیاسی ایران اهتمام ویژه ای داشته اند.

همین پروژه زیر ساختی نیز بطور خاص از سال ۱۳۸۸ الی ۱۳۹۲ تحت «پروپاگاندای شبکه های اجتماعی و ماهواره ای بیگانه و فارسی زبان زنجیره ای» مورد اهتمام ویژه ای بوده است؛ تا زمانی که شبکه‌های پیام‌رسان موبایلی بیگانه پای به این عرصه می گذارند و با توجه به ویژگی های:

الف:کاربری سهل و آسان برای عامه افراد جامعه

ب:نامرئی بودن ارتباطات و وابستگی کم به فضای عینی

ج: دارای تنوع و جاذبه های بسیار برای فرد به فرد جامعه

به بستر اصلی ارتباطات و تبادل اطلاعات و نیز حلقه واسط و شبکه ساز روزنامه های زنجیره ای و شبکه های اجتماعی و ماهواره ای بیگانه و فارسی زبان زنجیره ای مبدل و تک تک فعالین رسانه ای این حوزه را در کسوت یک افسر سایبر تحت پوشش قرار می دهند و افراد جامعه سیاسی هدف را در معرض و یا پای آموزش و هدایتگری هوشمند آنان قرار می دهد و به مرور شاهد مهندسی اجتماعی و ساخت یک جامعه سیاسی نوین می گردیم.

حال، پرسش این است که پیامد اصلی این مهندسی اجتماعی و ساخت یک جامعه سیاسی نوین در بستر فضای مجازی چیست ؟ و اساسا این مهندسی اجتماعی و ساخت جامعه سیاسی فرامکانی در پهنه فضای مجازی چگونه صورت می پذیرد؟ و اینکه در حال حاضر و در آخرین سال (۱۳۹۸) از موج سوم؛ جامعه سیاسی ایران در چه وضعیتی قرار دارد؟

پیامد اصلی مهندسی اجتماعی در بستر فضای مجازی

نسخه « اجتماع و اقتصاد محور» دکتر میثاق پارسا ( استاد جامعه شناسی کالج دارتموث ) با عنوان « کدام راه ، دموکراتیزه شدن ایران را رقم می زند : رفورم یا انقلاب » - که نسخه مشترک آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا ، اندیشکده ویلسون و کالج دارتموث است -  بعنوان برآیند گسست ساختارهاي اجتماعي و اقتصادی (آشفتگی یا بحران اجتماعی و اقتصادی) می بایست به «ایجاد یک جنبش اجتماعی» و بعبارتی همان اهرم فشار مشخص جهت گذار به دموکراسی لیبرال مبدل شود.

بنابراین در مهندسی اجتماعی یاد شده و با ویژگی منحصر به فرد آن در موج سوم در بستر فضای مجازی می بایست شاهد آشفتگی یا به تعبیری  «فروپاشی اجتماعی و اقتصادی »  باشیم. این فروپاشی بطور کلی در سه معنا و سطح قابل بررسی و تحلیل است:

الف: رشد فزاینده «آسیب های اجتماعی» که اشاره به «آشفتگی و گسیختگی اجتماعی» دارد.[۲]

ب:خطر گسست هویت قومی –مذهبی از ایران اسلامی بالاخص در قشر جوان که اشاره به خطر گسیختگی در «یکپارچگی ملی و انسجام  اسلامی» از جمله این نسل دارد.[۳]

ج: «خطر بی دولتی» [۴] که می بایست از آن بعنوان پیامد اصلی مهندسی اجتماعی در بستر فضای مجازی یاد کرد.

در واقع تحت این مهندسی هوشمند و نرم افزارانه اجتماعی تحت شبکه های اجتماعی و پیام رسان موبایلی بیگانه؛ شهروند سازی و شهروند داری مجازی از میان تک تک «افراد کانالیزه شده ناراضی»– که لحظه به لحظه در چنین جامعه سیاسی مجازی تولید و تکثیر می شوند- براساس الگوریتم های خاص یک هوش مصنوعی جهانی صورت می پذیرد و این مهندسی تا جایی پیش می رود که در بستر تنها یک پیام رسان موبایلی بیگانه «یک جامعه سیاسی مجازی ۴۵میلیونی» شکل می گیرد که همواره تحت تاثیر امواج حباب های اطلاعاتی خارجی در وضعیت آشفتگی اجتماعی بسر برده  و خارج از اقتدار حاکمیت به حیات مجازی خود ادامه می دهند و همچنانکه اشاره نمودیم در بلند مدت منجر به پدیده « بی دولتی» می گردد تا جایی که دولت مرکزی حتی قادره به اداره امور شهر تهران نخواهد بود!

[۱] نگاه کنید به مقاله فروپاشی یا آشفتگی اجتماعی در ایران، حمید رضا جلایی پور،مجله جامعه شناسی ایران، دوره هفتم ،شماره ۳،پاییز ۱۳۸۵،ص ۵۹

[۲]جواد جاویدنیا سرپرست معاونت فضای مجازی دادستانی کل کشور و دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه در گفت‌وگو با میزان ضمن اشاره به ۲۳ هزار فقره پرونده جاری دادسرای جرایم رایانه‌ای تهران که پانزده هزار فقره آن مربوط به سال جاری و بیش از هفتاد درصد آن مربوط به تلگرام و اینستاگرام بوده است، اظهارداشت: طبق آمار رسمی پلیس فتا جرایم اخلاقی در فضای مجازی در شش ماهه نخست سال جاری هم نزدیک به چهارده هزار فقره پرونده بوده است که بیش از هفتاد درصد آن مربوط به این دو نرم افزار است. http://akharinkhabar.ir/politics/4880022

[۳]فضای مجازیِ شبکه های اجتماعی اینترنتی یکی از مهم ترین ابزارها برای نمود یافتن اثرات جهانی‌شدن است. این فضای­ مجازی عرصه وسیعی از اطلاعات و نمود های مختلف معنایی را ایجاد می کند. افراد در مواجهه با این فضا و تکثر منابع در ساخت هویت، دچار تعلیق (به معنی معلق بودن و سردرگمی) می‏شوند. از بین رفتن زمان و مکان و نقش بیشتر فضا در دنیای مجازی تجلی آشکاری دارد. افراد در مواجهه با این فضای دوم، بنیان های هویت خود را متزلزل می بینند و دچار تردید و اضطراب می شوند.

یافته‌های نشان می دهد که براساس یک تقسیم­بندی نسلی، نسل سوم بیشترین کاربران فضای مجازی در ایران بوده و بیش از نسل های دیگر در معرض آثار ناشی از شبکه‏ های اجتماعی مجازی‌اند. فضای مجازی نوعی از بحران هویت را در میان طیف گسترده ای از جوانان به‌وجود آورده و این بحران هویت در زمینه های فردی ناهمگونی های هویتی را سبب شده و به نحوی تعادل اجتماعی را متأثر کرده است. همچنین شبکه های اجتماعی مجازی، باعث تغییرات اساسی در نهادهای هویت‌ساز شده اند و عوامل معناساز هویتی را دستخوش تغییر نموده‌اند. نگاه کنید به شبکه‏ های اجتماعی مجازی و بحران هویت (با تأکید بر بحران هویتی ایران) https://journals.ut.ac.ir/article_36574.html

[۴]نگاه کنید به مقاله فروپاشی یا آشفتگی اجتماعی در ایران ،همان،صص۷۳-۷۴

انتهای پیام/

 

 

 

 

 



نوشتن دیدگاه