منابع موثق از پشت پرده های فضای سیاسی استان جزئیاتی داغ را بیان نمودند که حاصل آنها بشرح ذیل منتشر می گردد:


به گزارش "پایگاه عدالت خواهان ایران"پیشتر با آمدن منتجب نیا به گرگان و نقش آفرینی محمد حسین علی اصغری دبیر اتحادیه ی انجمن های اسلامی گلستان نوعی معامله و تعامل بین دو نماینده ی گرگان و آق قلا یعنی تربتی نژاد و هزارجریبی صورت گرفت و مقرر گردید فرمانداری گرگان از آن تربتی و و بخشداری مرکزی سهم نبی هزارجریبی قرار گیرد و چنین شد.
*حضور منتجب نیا بعنوان یکی از حامیان و اصطلاحا بزرگان جریان فتنه فرضیه ی تلاش جریان فتنه برای نقش آفرینی در انتخابات های پیش رو را بیش از پیش تقویت می نمود و سرو صداهای قابل توجهی را در فضای سیاسی استان ایجاد کرد.

*در حال حاضر اما تعامل بین دو نماینده گرگان و اق قلا برهم خورده و تربتی توانسته از هزارجریبی بشدت پیشی بگیرد تا جائیکه ضمیر فرماندار آق قلا و حتی رضا ترابی بخش دار مرکزی گرگان در معرض خطر جدی حذف قرار دارند.گفته می شود مهیمنی و تیم سیاسی فتنه در گرگان توانسته به کلی بر شخصیت تربتی نفوذ پیدا کند و او را به مجری طراحی های خویش بدل کند.در حالیکه هزارجریبی به یکباره از بازی مهیمنی ها خارج و راه خود را به کلی از تربتی نژاد جدا کرده است.

*حال با نزدیک شدن به ایام انتصاب 2 معاونت جدید سیاسی-امنیتی و اقتصادی ناشی از بازنشستگی پاسوار و طهماسبی گویا مدل ماجرای آمدن منتجب نیا به گلستان در حال تکرار شدن است.در همین رابطه تاجزاده(محکوم امنیتی فتنه88)بواسطه ی پایگاه برخی حامیان فتنه در استان پای به گلستان می گذارد تا ضمن برگزاری جلسات هدفدار و ساختار شکنانه در سونا و جکوزی ساختمان استانداری و شهرستان علی آباد کتول بتواند به تقاضای دوستان گلستانی خویش بر انتصاب گزینه متبوع برای معاونت سیاسی-امنیتی استانداری تاثیر قابل توجهی بگذارد.برخی منابع وجود و حضور گزینه ای معلوم الحال چون تاجزاده را حاصل همکاری تیم گرگانی مهیمنی ها دانسته که به منظور تکرار ماجرای فرمانداری در معاونت سیاسی-امنیتی استانداری صورت گرفته است.

*از سویی دیگر اما محمود ربیعی نیز از غافله عقب نمانده و با آوردن حسین مرعشی بعنوان یک گزینه سیاسی-اقتصادی(با گرایش اقتصادی قوی تر)تلاش کرد تا به اصطلاح مناف هاشمی را قلقلکی داده باشد و حواس مناف را به روی خود جلب نماید.تا جایی محمود ربیعی(رئیس ستاد میر حسین فتنه گر در استان) برای نشان دادن قدرت سیاسی خویش به مناف مشتاق است که در دیدار با مرعشی عرف های اخلاقی یک جلسه را رعایت نکرده و از نظر جایگاه جلوس نیز خود را برجسته تر از حسین مرعشی نشان می دهد تا حسابی توانسته باشد سیگنال های قدرت خود در کارگزاران و ارتباط با محسن هاشمی را به مغز مناف ارسال کند!
حرکتی که به عقیده ی بسیاری از فعالان سیاسی استان در حقیقت نوعی کری و رجز برای مناف بشمار می رود.به گفته ی این فعالان ربیعی با توجه به علاقه ی وافر و ذوق زدگی مناف برای کسب قدرت فوق استاندار در شهرداری تهران تلاش کرد تا با آوردن مرعشی باز بودن باب معامله گری از طریق محسن هاشمی(رئیس شورای شهر تهران)به محوریت خود را نشان دهد.

*برخی منابع مطلع اعلام نمودند:در حال حاضر جسارت پیدا کردن فتنه گران و حضور آنها با هدف مطالبه ی سیاسی صرفا به نیم نگاه و شاید نگاه کامل مناف به تهران و کانون های قدرت برای بهره برداری های شخصی باز می گردد و الا اگر تیم فتنه و هر جریان منحرف دیگری با مناف صرفا استاندار روبرو بودند هرگز جسارت بر سهم خواهی های اینچنینی پیدا نمی کردند.

*نکته ی جالب دیگر که توسط ربیعی و اتحادیه به طور مشترک دنبال می شود را باید کمرنگ و کمرنگ تر کردن قدرت علی اصغر طهماسبی در معادلات استان دانست.

*رئوس اتحادیه و کارگزاران گلستان متفق بر این شده که طهماسبی یکبار برای همیشه در استانداری تمام شود.چرا که گفته می شود ربیعی حذف و عزل خود از معاونت اقتصادی را در پشت پرده کار طهماسبی و ناشی از زیاده طلبی وی در قدرت می داند و از هر طریقی به دنبال انتقام از طهماسبی لحظه شماری می کند.

*در مقابل طهماسبی تلاش شایانی دارد تا بواسطه ی تمسک هر چه بیشتر به مجتبی نورمفیدی قدرت سیاسی خود در استان را حفظ نماید.
در این خبر و پس از مرور اقوال منابع موثق سیاسی و امنیتی سوالاتی مهم و کلیدی از شخص مناف هاشمی استاندار محترم گلستان بشرح پیش می آید:


1-نقش و میل خود استاندار در معادلات سیاسی گلستان چیست؟
2-با عنایت به تحرکات اخیر فعالان و محکومین فتنه88 استاندار اعلام بفرمایند که آیا مسئله ی فتنه برای ایشان حائز اهمیت نیست؟
3-فرض بر تحقق میل فتنه گران در دو گزینه ی معاونت استانداری آیا استاندار از عواقب رفتار خویش آگاه می باشد؟
4-آیا سودای مسئولیت هایی چون شهرداری تهران آنقدر استاندار محترم را گرفتار کرده بی توجه به آینده ی سیاسی و اجرایی خود تسلیم تجویزهای فتنه گران می گردد؟و آبروی اجرایی و اداری و نگاه مثبت به خویش در فضای کاری و مدیریتی را مخدوش خواهد نمود؟
5-آیا استاندار خواهد گذاشت جریان فتنه ی گلستان از این مقام محترم شخصیتی دست نشانده و سست در اذهان عمومی نمایش دهند؟
6-آیا استاندار معتدل و خوش آتیه گمان نمی کند که دستگاه های نظارتی انقلابی رفتار سیاسی و اجرایی وی را رصد می کند و ریز سوابق و عملکرد وی را ثبت و ضبط خواهند نمود؟در همین رابطه آیا مناف با اسیر شدن احتمالی در زمین طراحان فتنه پرونده کاری خویش را در استانداری گلستان و دولت دوازدهم برای همیشه خواهد بست؟

 

 

 



نوشتن دیدگاه